ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
132
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 18 سؤال بدون نياز روا نيست سزاوار مؤمن اين است كه بدون حاجت و نيازى كه بدان ناچار باشد از مردم چيزى نخواهد ، بلكه تا آنجا كه ممكن است از سؤال و خواستن چيزى از كسى خوددارى نمايد ، كه سؤال ( گدايى ) خود فقر و بينوائى عاجل و زودرس است و در قيامت باعث حساب طولانى خواهد بود . و حكم اصلى آن تحريم است زيرا متضمّن شكايت از خدا و موجب خوار ساختن خود در نزد غير خداست ، و همچنين غالبا موجب آزردن كسى است كه از او سؤال و خواهش مىكند زيرا بسا هست كه با طيب خاطر نمىبخشد بلكه شرم و رودربايستى يا ريا و خودنمائى او را بر آن مىدارد كه چيزى بدهد ، و معلوم است كه بخشش به روى و ريا و از ترس اينكه مبادا به بخل نسبت داده شود گرفتنش شرعا حلال نيست . و به سبب متضمّن بودن اين مفاسد است كه در شريعت مقدّس اسلام از آن نهى شده است ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : « سؤال از مردم از فواحش ( كارهاى زشت ) است » ، و فرمود : « هر كه با وجود بىنيازى سؤال كند آتش دوزخ را زياد مىكند ، و هر كه با داشتن مالى كه او را بىنياز مىكند از مردم چيزى بخواهد در روز قيامت در حالى مىآيد كه چهره اش استخوان بىگوشتى است كه جنبان و مضطرب است و صدا مىكند » . و فرمود : « هر كه قوت سه روز خود را داشته باشد و از مردم سؤال كند روز قيامت با چهره اى كه هيچ گوشت ندارد خدا را